تبلیغات
نوشته های پراكنده یك مسعود - دوستان واقعی
نوشته های پراكنده یك مسعود

سلام

این سریال
How I Met your Mother رو گاهی خیلی جسته و گریخته از علمك شیطان دیده بودم، ولی همیشه ازش فرار میكردم... به یك دلیل خیلی واضح:

میخواستم خودم تنهایی و بدون سانسور ببینمش... كه بالاخره به بهونه یه تعداد سریال و فیلم دیگه
اینم یواشكی ابتیاع كردم (البته قبلاً هرچه میخواستیم براحتی دانلود میكردیم ولی خب دیسكانكت شدیم) و الان یك هفته هست هر شب دو سه قسمتشو میبینم و از ته دل میخندم. هرچند كه خاطره سریال Friends هیچوقت پاك نمیشه از ذهنم...

سریال دوستان

جدا از فضای طنز چنین مجموعه هایی اون چیزی كه بنظر من توی سریالهایی مثل Friends و How I Met Your Mother برام خیلی جالب هست اینه كه یه تعداد آدم شاید حتی كاملاً متفاوت هر شب كنار هم میشینند و خیلی راحت خودشون رو باز میكنن برای همدیگه... از اشتباهاتشون میگن، از ناراحتی هاشون، از شادی هاشون و حتی از نقاط تحقیر آمیز زندگیشون... همه و همه رو میگن بدون اینكه قضاوت بشن و بدون اینكه تنها گذاشته بشن...

چگونه با مادرتون آشنا شدم

خیلی دوست داشتم دوستانی داشتم كه من هم از شادیهام و غصه هام و قصه هام  و سوتی هام رو براشون میگفتم و اونا بدون اینكه قضاوت كنند فقط گوش میكردند... حالا وسطش هم میخندیدند ایراد نداشت، ولی خب دوست باشند و دوست هم بمونند. ولی خب اغلب یا از اونها علیه خودمون سوء استفاده میشه یا دیگه دوست نمی مونند.

متاسفانه تو این سرزمین بهردلیل یه مشكلی هست اون اینه كه دیگران شما رو مجموعه ای از خصایص و اخلاقهای خوب و بد نمیبینند... شما رو یا Perfect میبینند یا Just a loser... بابا آخه آدمیزاد همه كارهاش درست مطلق یا غلط  مطلق نمیشه كه... آخه این چه دردیه بخاطر یه سوتی تمام عمر طرف رو تحقیر میكنند یا بخاطر یه حركت خوب از طرف بت میسازند؟

میگن طرف باهوش ترینه ولی با اولین سوتی به خنگ ترین تنزل پیدا میكنه

میگن طرف نهایت صداقته ولی با یه دروغ كوچولو به خالی بندی بی مایه بدل میشه

میگن هیچوقت تو شوخی كم نمیاره ولی با اولین ناراحتی به یه ترسوی بی جنبه تبدیل میشه

من به اندازه موهای سرم سوتی دادم تو زندگیم كه بعضیهاش
حتی یادآوریش هم هولناكه!!! و البته هزاران برابرش هم خاطره خوش داشتم... نمیدونم ایراد از خودم هست یا دیگران... ولی بهرشكل خیلی حسودیم میشه به جمعهایی كه تو این فیلمها میبینم، هر شب كنار هم تجربیاتشون و زندگیشون و حتی خصوص ترین اسرارشون رو بهم بگن و آخر شب هنوز دوست باقی مونده باشند... هرچند كه یه عده هم پیدا بشند بگن اینا همش اغراق شده و خیالیه ولی خب من دوست دارم این جور دوستیها رو...

خیلی خوب میشد ما هم یاد میگرفتیم اینجور زندگی كردن رو... نمیخوام زیاد بنویسم و بگم... ولی با وجود هزینه هایی كه داره بیاییم یاد بگیریم برای یه مدت كوتاه هم شده صندوق دربسته نباشیم... و البته یاد هم بگیریم روی رفتار آدمها قضاوت نكنیم... هیچكس از درونیات هیچكس دیگه خبر نداره و ریشه خیلی رفتارها باور كنید به پارامترهایی برمیگرده كه حتی فكرش رو هم نمیكنید...

شاد و سربلند باشید




نوع مطلب : نكات جالب، طنز، سینما، 
برچسب ها : How I Met your Mother، دوستی،

ارسال شده در تاریخ : 1388/11/14 :: توسط : مسعود زمانی
درباره وبلاگ
توضیح خاصی ندارم جز اینكه تمام پیش بینی هام بغیر از اونهایی كه غلطه، درست از آب درمیاد

زین پس نوشته های من رو از آدرس www.masoudz.com دنبال کنید
منوی اصلی
موضوعات
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
پیوندها
برچسبها
آمار وبلاگ
free counters
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو