تبلیغات
نوشته های پراكنده یك مسعود - سایه‌ی زبان نفهم
نوشته های پراكنده یك مسعود


...
لبها خیس از باران
ولی هنوز تشنه اند

شهدی بی مانند
و تشنگی بی پایان است

در استسقای بی پایان كوچه های خلوت
تنها همراهم همان سایه ای است

كه سالها بار سنگین تن من را تحمل كرده است
تنها وقتی چراغ اتاق را خاموش میكنم
كمی خستگی در میكند

سایه امروز دیگر همراهم نبود
بود اما عصبانی بود

اصلاً خطوطش همه تیز تیز شده بودند
گیر داده كه سایه ای كه
همراهش بود كجاست

لاكردار تازگیا توی هوای ابری هم ولمان نمیكن...

اوف كه این سایه ها زبان آدم نمیفهمند
نمیفهمد كه هر سایه ای

هرچقدر هم كه سیاهیش به آنها بیاید
ولی دلیل نمیشد
كه همیشه با آنها باشد

لبهایشان
هرچقدر هم طعم شیرینی داشته باشند
بازهم تلخی دارد ته دهان سایه ام

خودش هم ته دل سیاهش میداند

چند روز كه چتر دستم بگیرم
این سایه هم آدم میشود

....

مسعود
بهمن 88





نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : سایه، باران،

ارسال شده در تاریخ : 1388/11/17 :: توسط : مسعود زمانی
درباره وبلاگ
توضیح خاصی ندارم جز اینكه تمام پیش بینی هام بغیر از اونهایی كه غلطه، درست از آب درمیاد

زین پس نوشته های من رو از آدرس www.masoudz.com دنبال کنید
منوی اصلی
موضوعات
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
پیوندها
برچسبها
آمار وبلاگ
free counters
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو