تبلیغات
نوشته های پراكنده یك مسعود - خواب عجیب
نوشته های پراكنده یك مسعود

دیشب یه خواب عجیب غریب دیدم...

دیدم که تو یه دنیای زیرآبی هستم... یجورایی انگار تو یه سیاره دیگه بود... هیچکس وسایل تنفسی و حتی عینک شنا هم نداشت ولی خب شنا کنان اینور و اونور میرفتند، روی دیوارها پوستر کویر بود و زیرش نوشته بودند نوستالژیا... جالب اینکه هیچ ماهی ندیدم... رنگ پوست همه مات و بیروح بود... من همینجوری مات و مبهوت داشتم راه میرفتم تو این دنیای آبکی بعدش یهویی یکی محکم دستم رو گرفت گفت : کارت شناسایی... البته صداش رو نشنیدم بلکه حبابهایی که از دهنش در می اومد به شکل نوشته بالای سرش در می اومد... یجورایی بالانویس!! داشت حرفهاش... من دست کردم تو جیبم فقط یه تیکه جلبک قهوه ای بود که یه جاهاییش سوراخ بود... با دستی لرزان به این یارو که سرتاپا سبز پوشیده بود دادمش... جلبک رو کرد تو دهنش و درآورد و گفت مجوزت فقط تا یک ساعت دیگه اعتبار داره و بعدش اخراجی!!!

جلوتر دو تا از دوستان (1 و 2) رو دیدم که تو یه ماهی تابه بزرگ که قسمت بالاش قفس مانند بود داشتند میبرند به سمت بالا و اونا خیلی ریلکس داشتند آواز میخوندند... از یکی پرسیدم اینا رو کجا میبرند گفت اینا تو خونشون کنسرو ماهی تن پیدا شده و مجازاتشون سرخ شدن هست و دارن میرن به سمت جایگاه محاکمه...

من جو قهرمان بازی ورم داشت اومدم برم سمتشون نجاتشون بدم که یهویی دو نفر از پشت دستهام رو گرفتند و گفتند وقتت تموم شده... بعد دو تا کیسه هوا با دستبند بستند به دستم و من شروع کردم به بالا رفتن و وقتی رسیدم به سطح آب در اثر نبودن  آب!!! حالت خفگی بهم دست داد و از خواب پریدم.

جلد کتاب 20000 فرسنگ زیر دریا

حالا تعبیرش چیه نمیدونم ولی خیلی دنیای باحالی بود





نوع مطلب : طنز، متفرقه، 
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : 1389/01/7 :: توسط : مسعود زمانی
درباره وبلاگ
توضیح خاصی ندارم جز اینكه تمام پیش بینی هام بغیر از اونهایی كه غلطه، درست از آب درمیاد

زین پس نوشته های من رو از آدرس www.masoudz.com دنبال کنید
منوی اصلی
موضوعات
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
پیوندها
برچسبها
آمار وبلاگ
free counters
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو