تبلیغات
نوشته های پراكنده یك مسعود - مطالب مهر 1389
نوشته های پراكنده یك مسعود

سلام

اینقدر نقد مثبت و تعریف و تمجید از انیمیشن "چگونه اژدهای خود را تعلیم دهیم - How to train your dragon" خوندم و و شنیدم که به محض اینکه نسخه dvdrip اون ریلیز شد سریع اقدام به دانلودش کردم و دو هفته قبل با لذت تماشایش کردم و بدون تردید لایق همه تحسین های صورت گرفته بود... واقعاً روحیه سازندگان و نویسندگان این انیمیشن فوق العاده و قابل تحسین هست... تا الان که دارم این پست رو مینویسم در سایت IMDB در رتبه 181 فیلمهای برتر تاریخ ایستاده است...

پوستر انیمیشن

در جامعه ای که بزرگترین ویژگی اون تکثر اقوام هستش لزوم داشتن یک دیدگاه یکسان نگر و فاقد پیش قضاوت های نژادپرستانه خیلی خیلی مهم جلوه میکنه... نمیخوام شعار بدم و یا پیام اخلاقی بدم... هرکسی خودش درون خودش بهتر میدونه که قضاوت و پیش داوری چقدر میتونه مضر باشه... ولی نحوه آموزش و فرهنگ سازی خیلی مهم هست که تو این انیمیشن این نگرش فارغ از رنگ و جنسیت و نژاد به بهترین شکل ممکن نشان داده شده است.

خطر لوث شدن

از این جا به بعد این پست میتونه برای اونهایی که این انیمیشن رو ندیدند، یکم داستان رو لو بده که زیاد مهم نیست... چون خط داستانی براحتی قابل پیش بینی هست، ولی پیچیدگی ها و ظرافت رواییش بقدر زیبا هستند که تا لحظه آخر ازش چشم برنمیداری...

هیکاپ در نمایی از انیمیشن

"هیکاپ - Hiccup" (سکسکه!!!) نام پسری ضعیف الجثه است که ساکن یکی از دهکده های قدیمی وایکینگ ها است که با مشکل آفات روبرو هستند، ولی نه  آفاتی مثل ملخ و سوسک و موش... بلکه اژدها آفت اصلی آنهاست که مرتباً به دهکده آنها حمله میکنند... همه وایکینگ ها بخصوص پدر هیکاپ (که رئیس قبیله است) تنومند و بسیار ماهر در شکار و اسیر کردن اژدها هستند؛ ولی هیکاپ پسری بسیار ضعیف و دست و پاچلفتی است (و دائماً در حال تمسخر از سوی دیگران و باعث سرافکندگی پدر)، با اینحال هیکاپ دائماً بدنبال فرصتی است که خود را به پدرش و البته دختری به نام آسترید اثبات کند.

آسترید در نمایی از

تا اینجا رو که خواندید اگر انیمشین باز تیری باشید متوجه شباهت عجیب آن با داستان "جوجه کوچولو - Chicken Little" میشوید... ولی خب پرداخت و نحوه روایت در انیمیشن "چگونه اژدها..." بسیار حرفه ای تر و پیام های اخلاقی و کدهای فرهنگی بمراتب عالی تری را در خود دارد که بهیچ وجه قابل مقایسه با انیمشن (به زعم من کودکانه) "جوجه کوچولو" نیست... کلی دیالوگ "پدر و پسری" قشنگ توی این انیمیشن هست که برخلاف نمونه های مشابه شعاری و دم دستی نیستند... به پسرها و البته پدرها شدیداً پیشنهاد میکنم بهشون دقت کنند...

بگذریم... در میان اژدهایان یک اژدها هست که مخوفترین و وحشی ترین و مرموزترین آنهاست که آن را به اسم "خشم شب - Night Fury" {پینوشت 1} مینامند و کابوس همه وایکینگ هاست... دستورالعمل برای مقابله با این اژدها برخلاف دیگر همنوعانش فقط در پنهان شدن و تکیه به شانس خلاصه شده و هیچ کسی تابحال زنده از دیدن "خشم شب" بازنگشته...  در ادامه داستان هیکاپ موفق میشود که یک "خشم شب" را زخمی کرده و تا آستانه کشتنش پیش میرود، ولی در لحظه آخر چیزی در نگاهش میبیند که بقول خودش "همان ترس و همان اضطرابی بود که خودش همیشه احساس میکرد" و بجای کشتنش از قید طنابها آزادش میکند...

نمایی از انیمیشن

محبت های بعدی هیکاپ در حق اژدها بتدریج فاصله ها را میان آن هیولای دیروز و این شکار و دشمن همیشگی اش (انسان) از بین میبرد... هیکاپ باله آسیب دیده "خشم شب" را با ابزارهایی ترمیم کرده و بتدریج با رفتارشناسی که از نزدیک بودن به اژدها آموخته در آزمون های جنگاور شدن (که شامل مبارزات با اژدهایان مختلف است) به شیوه هایی بسیار مسالمت آمیز سربلند بیرون می آید... مثلاً نقاط غلغلکی اژدها و یا اصطلاحاً رگ خوابشان را شناسایی کرده و از این قبیل ترفندها که برای همگان جدید و جذاب است و بتدریج وی را بشدت مشهور میسازد...

داستان بسیار جذاب و با ته مایه های طنز دلنشینی دارد... کمی که میگذرد متوجه میشویم که این اژدهایان نیز خود به دلیلی خاص مرتباً به دهکده حمله میکنند و در باطن بهیچ وجه موجودات شرور و خرابکاری نیستند... که بقیه اش را خودتان باید ببینید... سکانس پایانی این انیمشن واقعاً به معنای کلمه باشکوه و حماسی هستش و صحنه های واقع گرایانه نهایی (بخصوص در سرنوشت متفاوت هیکاپ با داستانهای اینچنینی) اثرگذاری پیام انیمیشن را تسهیل کرده و قوت میبخشد.

من بدلایلی تعداد کمی از دوستان زندگی روزمره ام با این وبلاگ آشنایی دارند (شاید کمتر از 10 نفر) ولی همانهایی هم  که میشناسند میتونند شهادت بدند که من یه تز مدیریت منابع انسانی دارم که تاحالا فوق العاده جواب داده و شاید یه روز عنوان یه کتابی رو اون قرار بدم. تز من اینه (البته با عرض پوزش بخاطر یکی از لغات):

"همه خر محبت هستند" {پینوشت 2}

توی این جمله شک نکنید و مطمئن باشید با کمی شکیبایی و محبت بیکران و بدون قید و شرط، سخت ترین و سنگ ترین و بی احساس ترین آدمها رو هم یار و یاور خودتون میکنید... من نتایج عجیب غریبی با این تز گرفتم و واقعاً بهش ایمان دارم...

نمایی از انیمیشن

با محبت خالصانه و عشق بدون قید و شرط، میتونید حتی "خشم شب" رو هم وفادارترین دوست خودتون بکنید... باور کنید درون همه آدمها (یا حداقل اکثرشون!) یک موجود دوست داشتنی هست... نمیخوام وارد بحثهای اخلاقی و اجتماعی بشم چون تخصصش رو ندارم و اصلاً نمیدونم حرفهام درسته یا نه... ولی حتی برای چند ساعت هم شده با آدمهای دوروبرتون اینجوری رفتار کنید تا نتایج شگفت آورش رو ببینید...

برای این پست تصمیم گرفتم یکم کلاس بزارم و یه قسمت جذاب و اثر گذار از انیمیشن رو با زیرنویس فارسی توی یوتیوب بزارم که گویا کمپانی دریم ورکز و پارامونت فهیمدند (حالا چجوریش مهم نیست) و ویدیوی من حذف شد. ولی من مثل وایکینگ ها سرسخت هستم و اونو همین جا براتون آپلود کردم که میتونید از لینک های زیر به همراه زیرنویس های فارسی و انگلیسی دانلودش کنید. توضیح اینکه زیرنویس فارسی رو خودم نوشتم و از جایی کپی نشده:

دانلود سکانس Test Drive از انیمشین "چگونه اژدهای خود را تعلیم دهیم" (فرمت FLV) :


دانلود زیرنویس فارسی (روی لینک راست کلیک کرده و ...Save target as را بزنید):


دانلود زیرنویس انگلیسی
(روی لینک راست کلیک کرده و ...Save target as را بزنید):


نکته دیگری که در این انیمیشن خودنمایی میکند و یکی از نقاط قوت آن محسوب میشود موسیقی پرشور و کوبنده و در عین حال لطیف آن است. این موسیقی اثر آهنگساز گزیده کار و خلاق، "جان پاول - John Powell" است، که یکی از قطعات شنیدنی آلبوم موسیقی اش را هم به همراه ترانه پایانی انیمیشن برای دانلود گذاشته ام.

توضیح اینکه در ترانه پایانی یه سری از جملات به زبان ایسلندی!!! خونده شده اند که باعث شد کلی ناله و نفرین کنم خواننده نگون بختش رو... من یکساعت هی داشتم گوش میدادم و هیچی نمیفهمیدم از اون جملات... یه سرچ کوچیک کردم و تازه دوزاری ام افتاد... اونها را همراه با ترجمه اش براتون گذاشتم.

امیدوارم خوشتون بیاد

1 - قطعه شماره 19 آلبوم موسیقی "چگونه اژدهای خود را تعلیم دهیم" با عنوان "Ready the Ships" ساخته "جان پاول" :


2 - ترانه "Sticks & Stones" از "Jónsi" :

دانلود

(طبق معمول اگر با جت اودیو ورژن 6 به بالا گوش دهید میتوانید ریزنویس زمان بندی شده رو هم به همراهش مشاهده کنید)


همیشه شاد و سربلند باشید

پینوشت 1: این "خشم شب" با اون "خشم شب" که توی خدمت سربازی بهتون میزنند یکم فرق داره... چون اونی که تو خدمت هست و باعث میشه یه شب خیلی معمولی قلبتون یهویی شیفت کنه به سمت دهانتان، الان اسمش شده "رزم شبانه"... در نتیجه خیلی فرق میکنه... ولی باید توجه داشت که مثل "اژدهای خشم شب" باید باهاش برخورد کرد... یعنی در صورت مشاهده کردنش باید پنهان شد و به شانس تکیه کرد...

پینوشت 2 : جسارتاً حتی شما دوست عزیز!!!





نوع مطلب : نكات جالب، موسیقی، سینما، 
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : 1389/07/24 :: توسط : مسعود زمانی

قسمت سوم از فصل ششم سریال "چگونه مادرتان را ملاقات کردم" یا در واقع قسمت 115اُم آن دیروز(دوشنبه 4 اکتبر-12 مهر) پخش شد و بنابر یک سنت تغییر ناپذیر من امشب تماشایش کردم. محوریت این قسمت با چند جمله شنیدنی و واقعاً کاربردی از زبان "تد موزبی" بود...

من یه بخشهایی از دیالوگهای ابتدایی و انتهایی رو براتون اینجا مینویسم:

شما هرجوری به بنای کلیسای la Sagrada famillia بنگرید فقط یک کلمه بطور کامل آن را بیان میکند، "ناتمام"... چرا؟ چون در 7 ژوئن سال 1926 آرشیتکت آن "آنتونیو گائودی  -  Antonio Gaudi" زیر اتوبوس رفت و مرد... و بنابراین بزرگترین اثر هنریش تا ابد "ناتمام" ماند...

نمایی از قسمت سوم از فصل ششم سریال


گائودی براساس مستندات آدمی نبود که در برابر رویاهایش تسلیم بشه... ولی معمولاً این اتفاقی نیست که می افته... یعنی قرار نیست که شما برید زیر اتوبوس تا کلیساتون ناتموم بمونه... بیشتر وقتها رسیدن به رویاهاتون خیلی سخته... خیلی هزینه بر هست... خیلی گرون هست... خیلی ترسناک هست... و درست وقتی که ازش دست میکشی میفهمی که دوباره شروع کردنش چقدر سخت و مشکل و ناممکنه...

بنابراین بعد از کنارگذاشتنش بخودتون تلقین میکنید که دیگه نمی خواهیدش و آرزویش رو ندارید... ولی اون "آرزوی ناتمام" همیشه همونجاست... و تا وقتی تمومش نکنی همونجا میمونه...


در واقع هیچکس نمیدوتونه ادعا بکنه که هدفهای بزرگ و آرزوهای بزرگش رو فراموش کرده... و اگر هم فکر میکنه که قراره فراموششون کنه و یا ازشون بگذره، سخت در اشتباه هستش... همین الان پاشید و برید ببینید چجوری دوباره باید استارت زد و آرزوی ناتموم زندگیتون رو برآورده کنید و ناتمومش نزاشت... چون عذاب انجام ندادنش تا آخر عمر و شاید تا زیر چرخهای اتوبوس همراهتون خواهد موند.

بعنوان حسن ختام و برای اینکه به برنامه ها بخش موزیک هم لطمه نخوره دو موسیقی تقریباً قدیمی از "برایان آدامز" رو برای دانلود میگذارم که تا حدی در ارتباط با مطالب بالا هستند (یا حداقل تو ساعت یک نصفه شب من همچین احساسی دارم!!!)، هردو موزیک از جمله ساندتراک های کارتون زیبا و بیادماندنی Spirit هستند... بهترین انتخاب برای این انیمیشن پرشور و پرمحتوا صدای وحشی برایان آدامز بود که بخوبی و بهتر از دیالوگی پیام آزادگی و عشق جاودانه رو به بیننده منتقل میکنه و عجیب روی موسیقی متن بیادماندنی و کوبنده "هانس زیمر" نشسته...

پوستر انیمیشن اسپیریت

نکته :
همونطوری که رسم وبلاگ من هست، اگر با جت آودیو ورژن 6 به بالا گوش بدید، میتونید زیرنویس زمان بندی شده هم به همراهش ببینید...


1- تسلیم نشو - Don't let go

در این ترانه "سارا مک لاکلن - Sarah McLachlan" با صدای لطیف خودش، صدای خشن و وحشی برایان رو همراهی میکنه و تلفیق غریبی رو ایجاد کرده که کمتر مشابهش رو تا الان شنیدم... نکته دیگه اینکه بخاطر همزمانی برخی از جملات  دو خواننده، من تاکیدم روی صدای برایان آدامز گذاشتم ولی جملات سارا رو هم بطور کامل پیاده کردم...


2- نمیتونید من رو در اختیار بگیرید - You can't take me

واقعاً سخته راجع به این موزیک چیزی نوشت، کسانی که انیمیشن رو دیدند خودشون حس رو بخوبی دریافت کردند... تسلیم نشدن و ایمان و امید داشتن به یه هدف بزرگ بارها و بارها در کلام بزرگان و افراد مختلف اومده و این (بنظر من) یکی از بهترین روایتها برای یادآوری این مهم هست که هیچ روح آزاده ای رو نمیشه به بند کشید و از آرزوهایش منصرف کرد...



پستهای مرتبط:
1 - قلاب و نکات فنی
2- دوستان واقعی

پینوشت : این پست اولش که شروع شد قرار بود 4 خط درباره جملات قشنگ سریال باشه!!!، ولی نمیدونم چی شد که اینجوری شد... دقیقاً الان گیج گیجم...




نوع مطلب : نكات جالب، موسیقی، متفرقه، سینما، 
برچسب ها : How I met your Mother، Bryan Adams، Sarah McLachlan، Spirit،

ارسال شده در تاریخ : 1389/07/14 :: توسط : مسعود زمانی

انیمیشن "ملاقات با رابینسون ها  -  Meet The Robinsons" رو خیلی دوست داشتم و دارم... نمیدونم چرا ولی یجوری تو کاراکتر لوییس یه چیزهایی میبینم که خیلی باهاش احساس قرابت میکنم (نه اینکه باهوش باشم ها، با خود کاراکتر) و بشدت جذبم میکنه... کنجکاوی و علاقه به دانش اگر بستر مناسبی پیدا کنه همراه با پشتکار نتایج خیلی خوبی برای انسان به همراه داره... و همینطور هم برای دیگران و گاهی حتی بشریت... ولی اگه هرکدوم اینها مهیا نشه اغلب تلاشها نتیجه ای نمیده...

لوییس در انیمیشن ملاقات با رابینسون ها

گاهی اوقات یه پیچش کوچک تو زندگی یک انسان سرنوشت اون و شاید تعداد زیادی دیگه از انسانها رو عوض میکنه... اغلب ما از چنین لحظات و خاطراتی بعنوان نقطه عطف زندگیمون یاد میکنیم که حالا میتونه مثبت یا منفی بوده باشه... ملاقات با یک انسان تاثیرگذار... یه زنگ تلفن... کتابی که پیداش کردید و مثالهایی از این دست همه مثالهایی از این نقاط عطف هستند.

پوستر انیمیشن ملاقات با رابینسون ها

نقطه مشترک تمام اینها اینه که ثانیه ای قبلش هیچی در موردشون و امکان اتفاق افتادنشون نمیدونستید... و نکته هم همینه... اغلب آدمها منتظر فرصتی هستند که از آسمون براشون بیفته و تمام وقتشون رو تلف میکنند تا اون اتفاق بیفته و از این نکته غافلند که تک تک ثانیه هایی که برامون میگذره هرکدوم یه نقطه عطفند... کلید اینه که خودمون رها کنیم... بی خیال باشیم (نه بی تفاوت)... وقتی از "آن" و لحظات لذت ببری اونوقت ثانیه به ثانیه اش برات نقطه عطف میشه...

موزیک انتهایی این انیمیشن به نام "شگفتیهای کوچک - Little Wonders" به زیبایی هرچه تمامتر توسط "راب توماس - Rob Thomas" خوانده شده که لینک دانلودش رو در انتهای پست گذاشتم. همچنین چند دقیقه آخر انیمیشن رو هم برای دانلود گذاشتم... امیدوارم خوشتون بیاد...

راب توماس

کارتون "ملاقات با رابینسون ها" با یک نقل قول از والت دیسنی به اتمام میرسد:

در اینجا (شرکت والت دیزنی)، ما هرگز برای مدت طولانی
به پشت سرمان نگاه نمیکنیم،

ما رو به جلو حرکت میکنیم، درهایی جدیدی میگشاییم،
و کارهای جدیدی انجام میدهیم... زیرا ما کنجکاویم.
و کنجکاویست که ما را به راه های جدید هدایت میکند.


لینک دانلود موزیک (اگر با جت آودیو ورژن 6 به بالا گوش دهید زیرنویس زمان بندی شده را هم میتوانید ببینید)

لینک دانلود
3 دقیقه پایانی انیمیشن "ملاقات با رابینسون ها" (فرمت FLV)





نوع مطلب : موسیقی، سینما، 
برچسب ها : Little Wonders، Rob Thomas، Meet The Robinsons،

ارسال شده در تاریخ : 1389/07/8 :: توسط : مسعود زمانی

سلام

با عرض معذرت بابت تاخیر... امیدوارم هرچه سریعتر بتونم به ریتم آپ کردن سابق برگردم و تنوع مطالب رو هم بیشتر کنم.

خب بریم سر مطلب اصلی... برای این پست دو تا موزیک رو انتخاب کردم و هردوی اونهای از یه خواننده کمتر شناخته شده ولی با تکنیک و خوش سلیقه هستند. "جیسون ام راز  -  Jason Mraz" خواننده جوان آمریکایی تابحال 3 آلبوم منتشر کرده و که من خودم فقط آلبوم آخرش "We Sing. We Dance. We Steal Things" رو گوش کردم و خب طبیعتاً راجع به اون دو تای قبلی هم نمیتونم نظری بدم. جدا از موزیک، گرافیک و طراحی این آلبوم در عین سادگی بشدت و فوق العاده جذابه... واقعاً ذوق و ایده طراحش رو تحسین میکنم... فقط با چند تا خط مفهوم رو میرسونه...

کاور آلبوم جیسون ام-راز

جیسون صدای دلنشینی داره و یجورایی وقتی میخونه احساس راحتی میکنی... بقول معرف صدای خواننده تو اعصابت نیست و کمک میکنه آروم بشی... نکته دیگه که صدا و تکنیک جیسون رو منحصربفرد میکنه اصطلاحاً (بقول محسن نامجوی عزیز) ژیمناستیک صداش هست... از این مدل خواننده هایی که بدون موزیک هم میتونه برای آواز خودش فضا خلق کنه... یکم توضیح دادنش سخته باید گوش کنید تا متوجه منظورم بشید... مثال خوبش تو خواننده های ایرانی همون محسن نامجو هستش...

Jason Mraz

از طرفی همین ژیمناستیک صدا یکم کار زیرنویس گذاریش رو سخت میکنه و من شش هفت بار مجبور شدم برای فهمیدن بعضی کلمات به اینترنت مراجعه کنم. بعنوان مثال در آهنگ I'm Yours به تلفظ کلمات Hesitate و Complicate توجه کنید تا متوجه منظورم بشید.

و اما موزیک های این پست:

نکته :
همونطوری که رسم وبلاگ من هست، اگر با جت آودیو ورژن 6 به بالا گوش بدید، میتونید زیرنویس زمان بندی شده هم به همراهش ببینید...


1 - من مال توام - I'm Yours
من خودم اولین بار تو یکی از این گلچین های ماهانه 40 آهنگ برتر این آهنگ رو شنیدم خیلی ازش خوشم اومد و بعد از اون بود که رفتم سراغ آلبومش... امیدوارم لذت ببرید... سبک خوندنش آدم رو یاد موزیک کانتری های قدیمی میندازه...




2- خوش شانسی - Lucky
تو این موزیک به همراه خواننده و گیتاریست معروف خانم "کولبی کِلی  -  Colbie Caillat" یک آهنگ بشدت دلنشین و زیبا رو اجرا کردند.

کولبی کِلی

یه جورایی بنظر من صدای این دو تا خیلی خیلی خوب همدیگر رو تکمیل کرده و کاملاً در راستای مضمون شعرش هست... انگار که دو دوست واقعاً عاشق هم شده اند... پیشنهاد اکید دارم که شنیدنش رو از دست ندهید.




پینوشت : دوست عزیز آقای amirpaia با یه مشکل روبرو شده اند که تو هفته گذشته هرچقدر خودشون و من تلاش کردیم نتونستیم رفعش کنیم. مسئله اینه که برای نمایش چنین موزیک هایی به همراه زیرنویس زمان بندی شده توی هیچکدوم از نسخه های لینوکس نرم افزاری یا پلاگینی وجود نداره... اگه عزیزان و خوانندگان کسی میتونه کمکی کنه خوشحال میشم از نظرشون برای رفع این مشکل استفاده کنم.

پینوشت 2: بعضی چیزها رو هیچ وقت نمیشه فراموش کرد... همینجوری





نوع مطلب : موسیقی، 
برچسب ها : Jason Mraz، I'm Yours، Lucky، Colbie Caillat،

ارسال شده در تاریخ : 1389/07/2 :: توسط : مسعود زمانی
درباره وبلاگ
توضیح خاصی ندارم جز اینكه تمام پیش بینی هام بغیر از اونهایی كه غلطه، درست از آب درمیاد

زین پس نوشته های من رو از آدرس www.masoudz.com دنبال کنید
منوی اصلی
موضوعات
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
پیوندها
برچسبها
آمار وبلاگ
free counters
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو