تبلیغات
نوشته های پراكنده یك مسعود - مطالب موسیقی
نوشته های پراكنده یك مسعود

مینی سریال خوش ساخت و دیدنی "The Prisoner" غیره منتظره ترین اتفاق سریالی سال گذشته بود. اپیزودهای اول و دوم این سریال رو به شکلی کاملاً تصادفی دیدم (فکر کنم مهر ماه پارسال بود) و حقیقتاً شیفته سبک روایی و داستان خوش پرداختش شدم...

پوستر سریال The Prisoner

یک سریال کاملاً سیمبولیک (نمادین) که تمامی عناصر و اجزاء اون در متعالی ترین شکل خودشون (البته نسبت به وضعیت فعلی سریال ها) قرار دارند و مطمئن باشید که از دیدنش لذت وافری خواهید برد. حالا بهرشکل چه در موقع پخش و چه در هنگام تقسیم جوایز بهش کم لطفی شد (نمیدونم شاید حقش هم نبود خب) ولی کاملاً ارزشش رو داره که شش ساعت وقتتون رو صرف دیدن این اثر منحصربفرد کنید.... اثری که بوضوح برای مخاطب خاص ساخته شده است...

داستان با فضایی 1984ی و پرداختی کافکایی روایت میشه، من هرچقدر هم سعی کنم، نمیتونم اون رو براتون تعریف کنم... دنیایی غریب که نمادها و پیچیدگی حرف اول رو توی اون میزنند. نویسنده (که البته این یک اثر اقتباسی از یک سریال دهه شصت میلادی است) و کارگردان تلاش کرده اند با توجه به فرهنگ نوین و قرن بیست و یکمی، داستانی با پرداخت های تمدن امروزی بشر و پر از نماد بسازند و الحق و الانصاف در اینکار بسیار موفق بوده اند.

مینی سریال The Prisoner

داستان سریال از شهری محصور در بیابانی بی انتها (به معنای واقعی بی انتها) شروع میشود که همگان در آن بجای نام با شماره ای شناسایی میشوند... 2 با بازی "یان مک کلن" حاکم است، شهر از امکانات تکنولوژیکی و پزشکی فوق پیشرفته ای برخوردار است، ولی ساختمانها و ماشینها همه دهه شصتی هستند. روابط میان آدمها بسیار جاسوس وار و پر از ابهام است... جایی از داستان میفهمیم که هرکسی جاسوس دیگری است و همه جا پر از دوربین و میکروفن است...

مینی سریال The Prisoner

سریال تلاش دارد که با زبان ایهام و نماد، زندگی بشر و تمدن امروز و اضمحلال تدریجی و خودخواسته آن را نشان داده و تلاش سیستم های توتالیتر برای دخالت و کنترل هرچه بیشتر بر روی زندگی بشر، را با بیانی هنرمندانه به تصویر بکشد. یک کلاس کامل کادربندی و تصویرسازی برای تمامی علاقه مندان به عکاسی و فیلمبرداری...

از چاه بی انتهای حیاط خانه راننده سیاهپوست تا عمارت کاخ مانندی که 2 درونش زندگی میکند، از بالون سفید تا نمای هولوگرافیک وار برجهای شیشه ای در خط افق، از قرصهای سه رنگ که همسر 2 میخورد تا لنگری بی کشتی! در میانه بیابان، از فلش بکهای غریب به خانه مایکل تا اتوبوس توریستی زرد رنگ، از مرگهای نابهنگام تا تحمیل و تزریق تدریجی دروغ ها... همه و همه بخشی از انبوه پارامترهایی و نشانه هایی هستند که در اختیار بیننده قرار بگیرند تا در نهایت پایان بندی نفس گیر و غیرمنتظره سریال رو رقم بزنند.

مینی سریال The Prisoner

کارگردانی، دکوپاژ و البته تدوین بسیار بسیار هوشمندانه ای داره که علیرغم جامپ کات های فراوان و فلش بک های زیاد (و البته به جا و منطقی) بهیچ وجه به شعور تماشاگر بی احترامی نکرده و ریتم بسیار خوب و جذابی به سریال داده است...

این سریال عنوان بندی هوشمندانه ای داره، که تا آخرین قسمت، خیلی از بخشهاش براتون بصورت معما میمونه، این عنوان بندی (البته نه چندان بدیع) یکی دیگه از ویژگیهای بارز این سریال هست که در انتها لینک دانلودش رو میزارم. نکته بسیار بارز بعدی، موسیقی درخشان و بیادماندنی و بشدت شنیدنی سریال هست و (به زعم من) حتی ارزشش رو داره که فقط فقط بخاطر موسیقی این مینی سریال رو تماشا کنید. موسیقی ساخته "روپرت گرگسون-ویلیامز" است (برادر هری گرگسون-ویلیامز {پینوشت 1}) که در انتهای پست، لینک یکی از قطعه های شنیدنیش به نام "من یک شماره نیستم
" رو هم  گذاشتم.

اگه یکی (یا همه!) کتابهای "1984" و "دنیای قشنگ ما" و "ما" رو خونده باشید و ازشون خوشتون امده باشه، مطمئن باشید هیچ سریالی بهتر از این نمیتونه فکرتون رو قلقلک بده... البته برای کسایی که طالب سریال های تخیلی(و البته زیبا) و کاراکترهای تک بعدی و داستان خطی هستند بهیچ وجه پیشنهادش نمیکنم چون شاید براشون جذاب نباشه.... که اگه بود خوشحال میشم و معذرت میخوام پیشاپیش...

حالا اینهمه نوشتم که چی بشه؟... بخاطر اینکه دیشب در هنگام اهدای جوایز امی سال 2010، "یان مک کلن" بازیگر دوست داشتنی و جاافتاده و هنرمند قدیمی تئاتر در رقابت با سلطان، جایزه رو واگذار کرد!!!!. البته "آل پاچینو" خب بازیگر محبوب و بزرگی است که حقیقتاً تا حالا در حقش خیلی خیلی جفا شده (در اعطای جوایز...) و از طرفی من سریالش رو هم ندیدم که بخوام نظر بدم مستحق جایزه بوده یا نه (از نظر من)... ولی خب "The Prisoner" رو دیده ام و میخواستم کمی از بازی "یان مک کلن" توی اون تعریف کنم...

مینی سریال The Prisoner

بنظر من که بازی "یان مک کلن" در این سریال چیزی بسیار فراتر از بازیهای مرسوم بوده و همانند دیگر بزرگان تئاتر که بر پرده سینما حاضر شده اند یک کلاس کامل بازیگری (هم تئاتر و هم سینما) بوده است... صدای بسیار عالی ( بنظر من که صداش واقعاً یه سر و گردن از "مورگان فریمن" بالاتره!!!) و لهجه انگلیسی!، به همراه نگاه نافذ و سبکِ پوشش (کت و کراوات و شلوار و کفش سفید) و حرکات ناگهانی اش، تا دلتان بخواهد شخصیت منفوری از یک دیکتاتور به تمام معنا را خلق کرده (که البته شاید در پایان فیلم به وی حق بدهید!!!) و حقیقتاً مستحق دریافت جایزه بوده است.

در این میان نباید از بازی دو بازیگر اصلی سریال یعنی خانم "راث ویلسون" (که با بازی درخشان در سریال "جین ایر" که از شبکه 4 خودمون پخش شد تو ذهن علاقه مندان ایرانی ماندگار شده) در نقش "313" و "جیمز کاویزل" هم در نقش "مایکل/6"، غافل شد که در ارائه بازیهای چند لایه و باورپذیر بسیار موفق بوده اند. ولی الحق و والانصاف در زیر سایه "یان مک کلن" محو شده اند.

مینی سریال The Prisoner

"یان مک کلن" تنها بازیگر مجموعه فیلمهای "ارباب حلقه ها" بود که مورد تایید کامل تمامی هواداران دو آتشه کتاب "تالکین" بود و نقش "گندالف" رو ماندگار ساخت در این فیلم نشان داد که بازی در نقشهای نه چندان هُنری، مثل کاراکتر مگنتو در "ایکس-من
" باعث نشده که گوهر بازیگریش را از دست بدهد. از بازی مرموز ولی دلنشین وی در این سریال، که زندانبان و دیکتاتوری محبوس را برای ما به تصویر کشیده است، مطمئناً تا سال ها به نیکی یاد میشود...

لینک دانلود عنوان بندی سریال: دانلود

لینک دانلود یکی از ترک های موسیقی متن سریال: دانلود



پینوشت 1: "هری گرگسون-ویلیامز" به نظر من (ضمن احترام به هانس زیمر و جیمز هورنر) خلاق ترین و با استعدادترین و خوش ذوق ترین سازنده موسیقی فیلم جهان است... نگاهی به لیست کارهای او در 15 سال اخیر موید این نکته است. البته بخش اعظمی از توانایی هایش را مدیون شاگردی استادی بزرگ چون "هانس زیمر" هست. بزودی یه پست راجع بهش و کارهای درخشانش مینویسم. من تو یکی از پستهای اولیه این وبلاگ راجع به یکی از موزیک های دلنشینش در بازی پلی استیشن "Metal gear Solid" نوشته بودم که لینک دانلود اونم براتون میزارم.


پینوشت 2: این پست طی یک حادثه ناگوار! درست در لحظه پابلیش شدن، از بین رفت و هرچقدر تلاش کردم دیگه حسش نبود همه اون مطالب اولیه (متن و لینک و ریفرنس و...) رو بنویسم و دوباره پیاده کنم... اگه میبینید بعضی جاهای نوشته پرش!! داره، عذر میخوام ولی انجام کارهای تکراری خیلی برام خسته کننده هست. کم کم دارم به فکر یه سایت وردپرسی درست و حسابی می افتم...

پینوشت 3: اینهمه "بنظر من"!!! که تو متن میبینید، نشانه منیت و جوگرفتگی نیست... فقط بخاطر اینه که نمیخوام چیزی رو براساس برداشتهای خودم (که متخصص هم نیستم)، به کسی یا جایی ثابت کنم...

------
مسعود - 8 شهریور 1389




نوع مطلب : موسیقی، سینما، ادبیات و كتاب، 
برچسب ها : The prisoner، Ian McKellen، EMMY Awards، 1984،

ارسال شده در تاریخ : 1389/06/9 :: توسط : مسعود زمانی

آهنگهای "کیتی مِلوآ" (Katie Melua) رو خیلی دوست دارم... همه آهنگهاش هویت دارند و با احساس خونده میشوند. خودش هم انسان بی غل و غش و دور از جنجالی بنظر میرسه... یه آهنگ (که کلیپ خیلی هوشمندانه ای هم براش ساخته شده) داره به اسم "9 میلیون دوچرخه" داره که هیچوقت از شنیدنش سیر نمیشم... ولی خب تو این پست کاری به این آهنگش ندارم.

کیتی ملوآ

صبحی داشتم آلبومهای گلچینم رو گوش میدادم که ناغافل گوشم خورد به آهنگی که خیلی وقت بود گوش نداده بودم. آهنگی که عنوانش (هم اسم با آلبومش) "Call Off The Search" {پینوشت 1} هست، که معنیش میشه "جستجو رو متوقف کنید" که در واقع همونجوری که واضحه به توقف عملیات جستجو اشاره داره... یعنی اگه کسی داره دنبال چیزی میگرده ازش خواسته میشه که دیگه ادامه نده...

البته تو این آهنگ، "خانم ملوآ" میگه اونی که همیشه دنبالش بوده رو پیدا کرده، هرچند که مثلاً فرشته نیست و از آسمون نیومده ولی خب دیگه نمیخواد به جستجو ادامه بده... خب این خیلی قشنگه... ولی همه اون چیزی نیست که میشه از عنوان این آهنگ برداشت کرد...

تو فیلم ها دیدید مثلاً یکی تو جنگل یا تو دریا یا توی هر جهنم دره ای گم میشه؟ یه تیم جستجو و نجات تشکیل میشه و میزنن تو دل همون جهنم دره فوق الذکر... هی میگردند... هی میگردند... هی میگردند... یه موقع هایی مثلاً یه تیکه لباس پیدا میکنند یا شاید هم کیف اونی که گم شده یا در مواقع خیلی مهیب حتی یه بخشی از بدنش رو... ولی خب اصل جنس رو هنوز پیدا نکردند...

بعدش یهویی میبینند که باباجان! هزینه ها داره سر به فلک میکشه و عمر و وقت و خیلی چیزهای دیگه داره تو این جستجو هدر میره... خب باید صادق بود... هر آدمی یه مقداری برای تیمهای جستجو ارزش داره... مثلاً من اگه گم بشم خیلی فرق میکنه با اینکه پسر صاحب کارخونه "تک ماکارون" گم بشه {پینوشت 2}... بعدش چیکار میکنند؟ اونوقت همین اصطلاح خانم مِلوآ رو تو بی سیم به همه اطلاع میدند:

Call Off The Search

یعنی خب نشد که بشه یعنی پیدا بشه... از همتون ممنونیم... برگردید خونه هاتون

خب یه موقع هایی هست که داری (حالا نه لزوماً وسط جهنم دره!) میگردی... هی میگردی... هی میگردی... ولی خب پیدا نمیکنی اخوی... پیدا نمیکنی... حالا یکی ناامید نمیشه و سالها به جستجو ادامه میده خب ادامه بده... اگه پیدا کرد که خب مبارکه... ولی اگه خیلی دیر پیداش کنه تبدیل میشه به "بِن گان" {پینوشت 3}... و اگه هم پیدا نکرد که خب میشه یه چیزی تو مایه های کیمیاگرهای قدیم{پینوشت 4} ...

در نتیجه برهمگان واضح و مبرهن هست که :

"بگردید... خیلی هم بگردید؛ ولی خب اگه یافت نشد جراتشو داشته باشید که تو بیسیم فریاد بزنید (آروم هم گفتید مشکلی نداره):

Call Off The Search

خب اینم پیام بهداشتی این هفته بود...همینجوری

پینوشت 1 : وقتی میخواستم ریفرنسها رو مرتب کنم متوجه شدم این موزیک در واقع یکی از آهنگهای فیلم Mia Sarah (سارای من) هستش.

پینوشت 2 : طبیعی هست که دنبال من بیشتر میگردند...

پینوشت 3 :
خداییش کسی یادش هست "بِن گان" کی بود؟ خب هرکی یادش نیست یکبار دیگه این کتاب رو بخونه یا حداقل فیلمش رو ببینه یا شایدم کارتونش رو...

پینوشت 4 : "
سنگ جادو" رو پیدا نکردند، ولی خب به پیشرفت علم شیمی!!! کمک کردند...




نوع مطلب : نكات جالب، موسیقی، طنز، متفرقه، 
برچسب ها : Katie Melua،

ارسال شده در تاریخ : 1389/05/8 :: توسط : مسعود زمانی

امروز چند تا موضوع برای داستان کوتاه توی ذهنم بود که بنویسم و وقت خالی هم زیاد داشتم ولی بیخودی نشستم و یکی از بیخودترین ارمغانهای فناوری اینترنت یعنی چت رو انجام دادم که درادامه و نهایت با فردی که خیلی براش احترام قائل بودم به یه سری از جملات! ختم شد و الان که فکر میکنم باورم نمیشه یکطرف اون مکالمات! من بوده باشم... اصلاً از خودم انتظار نداشتم ... بزرگترین نقطه ضعف من اینه که دلم نمیاد دل کسی رو (حتی اگه داره آزارم میده) بشکنم ولی معمولاً دل اونهایی رو که نباید! میشکنم... اینم خودش تخصصیه هااا...

بگذریم ... دیدم حالا شب جمعه هست دست خالی نباشیم و یکی از آهنگهای مورد علاقه ام رو آپلود کردم که شاید مورد پسند دوستان واقع بشه... شما هم فاتحه فراموشتان نشه...

آهنگ Weight of the world از Lemar را حقیقتاً از ته دل دوست دارم بخاطر اینکه زیباست و از ته دل خونده شده... وقتی میگه "حس میکنم سنگینی دنیا روی دوشم هست" درد رو توی صداش میشه حس کرد... 

از لینک زیر میتونید دانلودش کنید و مطابق عهد مالوف اگه با جت آودیو ورژن 6 به بالا گوش کنید میتونید زیرنویسش هم ببینید که وقتی چک کردم چند جاش رو اشتباه کرده بودم که با مقایسه متن اینترنتی کم سوادی من اصلاح شد...

دانلود آهنگ

شاد باشید


آیا فرشتگان هم از من رو گردانیده اند.... گویا بار عالم را بر دوشم نهاده اند...

صدایم را میشنوی... صدای دعاهایم به گوشهایت میرسد...

فغانم نشنیده شد... به زانو درآمده ام ... گویا بار عالم را بر دوشم نهاده اند...

هنوز به یاد دارم آن زمان که عاشقم بودی و... و بار عالم همچنان بر دوشم سنگینی میکند




پینوشت : عنوان پست از کتاب زیبای میلان کوندرا است...


تقدیم به ا.س




نوع مطلب : موسیقی، 
برچسب ها : Lemar،

ارسال شده در تاریخ : 1389/02/9 :: توسط : مسعود زمانی

من بعد از اینکه چند روزی هست از طرف خانواده مورد تهدید قرار گرفتم که بیشتر در جمع خانواده شرکت داشته باشم بشکلی ترحم برانگیز مجبور شدم تقریباً تمام وقت در طبقه اول باشم و اگه میخواهم غلطی (طبق گفته خانواده!!) بکنم همینجا در طبقه اول با کامپیوتر بکنم.

در حین یکی از همین نشست های!! خانوادگی خیلی تصادفی در حالیکه کله ات توی لپتاپ فرو رفته و "نظریه انفجار بزرگ" رو با هدفون در گوش و خنده فروخورده (چون اگه بلند بخندی یکم مسخره میشه وقتی همه دارند فیلم غمناک نگاه میکنند!) رو میبینی بخودت میگی یکم به گوش هایت استراحت برداری و یهو موج کلمات میخورند به صورتت...

گروه Keane رو بخاطر صدای متفاوت خواننده اش، آهنگهای خیلی قوی و اشعاری که مشخصه براش زحمت کشیدن دوست دارم و اعتراف میکنم که همیشه موقع گوش کردن اهنگ Iron Sea (که یک آهنگ دو دقیقه ای خالی است در پیش درآمد آلبومی به همین نام) تو دریای آهن شنا میکنم (تا گوش نکنید متوجه منظورم نمیشید)... همین موزیک دو دقیقه ای بدون کلام بنظر من
نهایت هنر یک آهنگساز هست...

حالا این گروه به همراه کنعان (K'naan) سومالی الاصل (گویا موزیک رسمی جام جهانی 2010 رو هم همین کنعان خونده) یه تک آهنگ ساختند با عنوان Stop For a Minute که خیلی خیلی ازش خوشم اومد. حال و هوای عجیبی داره و شعرش و نوع تنظیمش حقیقتاً حرفه ای و زیبا هست.

حالا نه اینکه نمیدونم مفاهیم عمیق انسانی و از اینجور حرفها توش باشه... نه اصلاً، بنظر من که اینجوری نیست... ولی لذتبخشه و متن زیبایی داره.



حیفم اومد که بقیه هم ازش لذت نبرند (حالا لذت نبردید تقصیر سلیقه بیخود من هست زیاد مهم نیست!!). مثل همیشه اگه با جت آودیو ورژن 6 به بالا گوش کنین زیرنویس زمان بندی شده بهمراه آهنگ به نمایش میاد. پیشنهاد میکنم که به متن شعر خیلی دقت کنید...

لینک دانلود

آدمها پر از احساسات متناقضند، یک روز مثل یه بچه گم شده هستند و روزی دیگر خیال میکنند منجی بشریتند که هردو آنها احساسی زودگذر هستند... بهتره یک دقیقه توقف کنیم و نفسی تازه کنیم...






نوع مطلب : موسیقی، 
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : 1389/01/15 :: توسط : مسعود زمانی
( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
درباره وبلاگ
توضیح خاصی ندارم جز اینكه تمام پیش بینی هام بغیر از اونهایی كه غلطه، درست از آب درمیاد

زین پس نوشته های من رو از آدرس www.masoudz.com دنبال کنید
منوی اصلی
موضوعات
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
پیوندها
برچسبها
آمار وبلاگ
free counters
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو