تبلیغات
نوشته های پراكنده یك مسعود - مطالب ابر کریس دی برگ
نوشته های پراكنده یك مسعود

سلام

کریس دی برگ چه خوشمان بیاید و چه خوشمان نیاید، بخشی از تاریخچه موسیقی خارجی تعداد زیادی از هم سن و سالان من و بزرگتر را بخود اختصاص داده است... روانی کلام و موسیقی زیبا و از همه مهمتر "حسی خواندن" (که برای ما شرقیها عجیب دلنشین است) همه و همه باعث شد که شاید نزدیک 15 سال پیش، پس از مایکل جکسون و مدونا، کریس دی برگ انتخاب اصلی همه خارجی بازها بود... البته عده ای عقیده دارند این هواداری به گواه اکثر منتقدان در ایران بیشتر از سایر نقاط جهان است، (من خودم هیچ مستندی برای این حرف ندارم و فقط براساس یکی دو تا مقاله ای که سالها پیش تو مجلات "چلچراغ"! و "مقام" خوندم، اینو نوشتم)... گواینکه به گواه آمار تاکنون بیش از 50 میلیون نسخه از آلبوم های وی در سطح بین المللی بفروش رسیده، که خلاف این امر را ثابت میکند.


عده زیادی برای اسم درکردن و متفاوت بودن، ایرادهای بی اساسی به کریس وارد میکنند. ولی عده ای هم هستند که بهرشکل وی را در بهترین حالت تقلیدی چندین باره از سه آلبوم نخستینش میدانند... من که به شخصه از همه آهنگهایش لذت میبرم و این رو نمیفهمم که اگه یه سبک خوب داشته باشی و ترانه های متفاوت رو توی اون اجرا کنی چه ایرادی میتونه داشته باشه؟ یعنی مثلاً کریس دی برگ باید رپ میخوند تا تنوع داشته باشه!؟؟!؟

بگذریم... فکر میکنم یکی از اولین خواننده های خارجی بود که آلبومش تو ایران مجوز گرفت و با خواننده های ایرانی (واقعاً از این ها بهتر کسی نبود!!!) آواز خوند... ولی خب یکی دو تا حرکت هم بهش منصوب شده که باعث شد این ترانه هم علیه اش خونده بشه...

کریس دی برگ در ایران

من به شخصه کاری به اینکارها ندارم و همیشه یکی دو تا از کارهای کریس تو گلچین هایم وجود داشته، خواهند داشت و بجای اینکه سه ساعت الکی بحث کنم که چرا کریس دی برگ تو ایران محبوب شد و تو خارج نشد، بشینم و سه ساعت از عاشقانه خوندنش در ترانه "بانوی سرخپوش - Lady In Red" لذت ببرم... به شما هم پیشنهاد میکنم همین کار رو بکنید...

کاور آلبوم بانوی سرخپوش

خب بگذریم... تقریباً یک ماهی میشه که آلبوم آخر کریس دی برگ منتشر شده، ولی من کمتر از یک هفته هست که دارم بهش گوش میدم و به جرات میگم شاید در ده سال گذشته بهترین آلبوم کریس دی برگ باشه... اسم این آلبوم "Moonfleet & Other Stories" است که در یک کلام فوق العاده است.

این آلبوم شامل 24 تراک است که 4 تراک آن صرفاً اختصاص به نریشن (narration) دارد و با زمان تقریبی 71 دقیقه میتواند کمی بیش از یک ساعت لذت شنیدن یک موسیقی سالم را به شنوندگانش عرضه کند. همونطور که از اسم این آلبوم مشخص است، در دو بخش مجزا ارائه شده است... 18 تراک اولی این آلبوم به داستان "مون فلیت" اختصاص دارد و 6 تراک نهایی به قول عنوان آلبوم، هریک داستانی مجزا را تعریف میکنند...

کاور آلبوم Moonfleet & Other Stories

مون فلیت (که فکر کنم اگر نخواهیم آن را بصورت اسم خاص بکار ببریم، ترجمه درستش ناوگان ماه میشود) نام رمانی از نویسنده مشهور و شاعر انگلیسی "جان مید فالکنر - John Meade Falkner" میباشد (که البته هیچ ارتباطی با "ویلیام فالکنر - William Faulkner" بزرگ ندارد). در این رمان بسیار معروف (بخصوص میان نوجوانان) که حتی در بعضی مدارس تدریس هم میشود، داستانی با پیرایه هایی چون راهزنی و گنج های پنهان و عشق و مذهب و مرگ به شکلی ساده انگارانه ولی با ارجاعات دقیق و خواندنی بیان شده است که باب طبع دوستداران داستانهای اینچنینی است...


من سعی میکنم خلاصه داستان را در ادامه بنویسم:

"در سال 1757، مونفلیت دهکده کوچکی در جنوب انگلستان بود. "جان ترنچارد - John Trenchard" نوجوان یتیمی بود که با عمه اش زندگی میکرد. جان همراه دوستش "راتسی – Ratsey" برای دلداری دادن به "الزِویر – Elzevir" که بتازگی فرزندش توسط "آقای ماسکیو – Mr. Maskew" (که یکی از تبهکاران و دزدان معروف بود) به قتل رسیده است به خانه اش میروند. افسانه ای در این دهکده وجود داشت که شبحی سرگردان به نام "روح ریش سیاه" که گفته شده است سالها پیش الماس مشهوری را پیدا کرده و آن را مخفی نموده و پس از مرگش در شبهای زمستان برای یافتنش از تابوتش که در زیر کلیسای دهکده بود بیرون آمده و همه جا را برای یافتن آن جستجو میکند. جان در شبی طوفانی با تردید فراوان از خانه خارج میشود. در مسیر بازگشت طوفان شدیدی رخ داده و سیل براه می افتد. جان به کلیسای متروک پناه میبرد و تصادفی صدایی از تابوتهای خانواده "ماهونه – Mahune" میشنود. بعد از آن جان مرتباً به کلیسا سر میزد و روزی ناگهان سوراخی بر روی زمین توجهش به خود جلب میکند... مسیر زیرزمینی را به طمع یافتن الماس "سیاه ریش" دنبال کرده و در انتهای آن به اتاقی بسیار بزرگ و پر از تابوت بشکه های شراب برخورد میکند.

http://masoudzm.persiangig.com/image/Chris/Moonfleet-1.jpg

بعد از مدتی جان متوجه میشود که دوستانش "راتسی" و "الزویر" هردو از جمله قاچاقچیان شراب هستند از این مکان بعنوان انبار خود استفاده میکنند ولی با اینحال خود را مخفی میکند و آن دو پس از خروج ورودی گودال را میپوشانند. جان پس از کمی تفحص تابوت "سیاه ریش" را یافته و درون آن گردن آویزی را می یابد که درون آن کاغدی پر از اعداد و البته آیاتی از انجیل مشاهده میکند. پس از ماجراهایی که پیش می آید جان به نزد "الزویر" میرود تا با او زندگی کند.
در همین حین مالیاتچی منطقه و همچنین "ماسکیو" از ماجرای شرابها بو میبرند... در هنگام تخلیه کردن آخرین محموله از کشتی نیروهای دولتی و راهزنان و جان و الزویر با هم درگیر میشوند که جان زخمی شده و ماسکیو کشته میشود. جان و الزویر به غار پناه برده و در آنجا جان بکمک انجیل، رمز تکه کاغذ را شکسته و متوجه میشود الماس در چاهی پنهان شده است. الزویر چاه را میشناخته و قرار میشود که با یکدیگر عازم سفر شوند.


جان برای "گریس – Grace" که معشوقش است داستان را تعریف کرده و خداحافظی میکند. پس از یافتن چاه، به کمک مردی که چاه را تمیز میکند الماس را می یابند ولی درگیری رخ میدهد و الزویر، مرد را درون چاه می اندازد. الزویر یه جان میگوید که خودش و جان، نباید به پول فروش الماس دست بزنند و میبایست همه آن را صرف بازسازی مونفلیت بکنند. در هلند جواهرفروش معرفوی به نام " کریستین آلدوبراند - Krispijn Aldobrand" را یافته و او نام و آدرس جان را در کاغذی نوشته و پس از بررسی میگوید الماس تقلبی است و نهایتاً ده دلار بیشتر برای آن نمیدهد. جان دست انداخته و الماس را برمیدارد تا فرار کند، ولی "آلدوبراند" شروع به فریاد کشیدن کرده و پلیس آن دو را دستگیر و زندانی میکند.

http://masoudzm.persiangig.com/image/Chris/MOONFLEET-5.jpg

آن دو سالهای متمادی را در زندان سپری میکنند و نهایتاً قرار میشود که به عنوان کارگر به جاوه فرستاده شوند. کشتی آنها در نزدیکی مونفلیت غرق شده، و الزویر با فداکاری و پس از نجات جان از زنجیرها و دستبندها، خودش غرق میشود. جان به دهکده میرود ولی "گریس" در ابتدا وی را نمیشناسد. وی داستانش را برای گریس تعریف کرده از اینکه زندگی اش بخاطر یک الماس چنین بی ثمر گشته ابراز پشیمانی میکند. ولی اندکی بعد متوجه میشود که جواهرفروش هلندی بدلیل عذاب وجدان ئ قبل از مرگ، تمامی پول مربوط به فروش الماس را برایش ارسال کرده است. جان برطبق وصیت الزویر همه آن را صرف ساخت مدرسه و بیمارستان و کلیسا در مونفلیت میکند. با گریس ازدواج کرده و صاحب سه فرزند میشود و دیگر هرگز مونفلیت را ترک نمیکنند."
----
همانطور که متوجه شدید این داستان سالهایی دور بصورت یک مینی سریال از تلویزیون خودمون پخش شده بود که تا اونجایی که من یادمه دوبله خوبی هم داشت.

کریس دی برگ با ظرافت تمام نقاط اوج و فرود داستان رو شناسایی کرده و برای هریک تم و موسیقی مرتبط را نوشته است. برای بخشهایی که روایتگر زندگی جان در ابتدای داستان است تم های ایرلندی و سلتی استفاده شده است و در بخشی که جان به کمک انجیل رمز نوشته را میشکند، تم موسیقی ناگهان گوتیک و کلیسایی شده و به همین شکل برای بخش خداحافظی از "گریس" عاشقانه و در ادامه با استفاده از سازهای الکترونیک فضایی هیجان انگیزتر به  روایت کشف الماس بخشیده و در نهایت بخش پایانی ماجرا را نیز حماسی و به همراه گروه کر اجرا کرده است.


یک نقطه قوت بزرگ این آلبوم ضبط شدن آن در استودیو معروف و بزرگ Abbey Road Studio به همراه یک ارکستر فیلارمونیک 90 نفری بوده است... من که آلبومی از کریس بیاد ندارم که چنین گروه نوازندگان قدرتمندی را دارا بوده باشد. (حتماً سایت این استودیو رو با دقت چک کنید، خیلی خلاقانه طراحی شده است)

نکته ای که باید در گوش دادن به این آلبوم به آن دقت داشت این است که نباید بصورت یک آلبوم موسیقی معمولی به آن گوش داده شود... این اثر بیشتر شبیه یک تئاتر موزیکال است که در آن هنرپیشه ها تمامی نمایش را به کمک آواز و موسیقی اجرا میکنند. یعنی بنظر من اگر در هنگام گوش دادن به این اثر درون ذهن خود به فضاسازی بپردازید اثرگذاری آن افزایش یافته و البته هنرمندی کریس دی برگ بیشتر نمود پیدا میکند.


در بخش مونفلیت کریس دی برگ ظرافتهای زیادی به خرج داده و با حرفه ای گری تمام، بخشهای مختلف را بهم مربوط ساخته... این مهم بخصوص در تکرار بعضی عبارتها و ترکیبها در تمامی ترانه ها دیده میشود: "با پسرکی که مخفی شده چه کنیم [What Shall we do with boy is hiding] و یا "هشیار باش (مراقب باش) [Have A Care] از جمله این ترکیبات هستند که در چند بخش از ترانه ها به فراخور مفهوم تکرار میشوند و در هرجا کاربرد و معنی خاص خود را دارند.

یکی از دلایلی که من داستان را (هرچند بصورت مختصر) نوشتم، این بود که فضاسازی های ذهنی شما عزیزان تسهیل شود... من خودم موقع گوش دادن به این بخش از آلبوم، مرتباً بندرهای همیشه مه آلود و زمین های گلی انگلستان و... در ذهنم مجسم میشد و فکر میکنم برای همه بخشها دانستن کلیت داستان کمک خوبی باشد تا چنین پرداخت های ذهنی قوت و عمق بیشتری پیدا کند.


نکته ظریف دیگر استفاده گاه و بیگاه کریس از ابیاتی است که در شعرهای قدیمی خودش خوانده است و آن ها را با نکته سنجی در میان اشعار جدید جا داده است که شاید بنوعی آلبوم خود را برای بسیاری از هوادارن قدیمی اش نوستالژیک کند... از جمله این اشعار میتوان به "Last Night" و "My Heart's Surrender" اشاره نمود.

در بخش دوم (داستان های دیگر) 6 ترانه وجود دارد که همان سبک وسیاق قبلی کریس دی برگ را با خود همراه دارند... اشعاری دلنشین و لطیف، صدایی گرم و گوش نواز که بنظر من با گذشت زمان بیشتر از پیش پخته شده و حالتی مخملین پیدا نموده است... داستانهایی دلنشین از اسکاروایلد، معصومیت از دست رفته کودکی، یک فرشته محافظ، و روایتی شاعرانه از لبخند مونالیزا
اثر داوینچی از جمله این داستانها می باشند. و در نهایت آن لحن اعتراض آمیز و بشردوستانه همیشگی در آخرین تراک این آلبوم "مردمان جهان - People of the World" به اوج هنرمندی خود میرسد... ندای آزادیخواهی و تصویرسازی برای آرمانشهری که آرزوی کمابیش مشابه همه انسانهای صلح طلب و آزادیخواه است، پایان بخش این بهترین آلبوم کریس در هزاره جدید است...


یادم می آید یکبار کنسرتی از کریس دی برگ در دوبلین دیدم که بمدت یکساعت و نیم بتنهایی و به کمک یک گیتار و یک پیانو و بدون هیچ ارکستری تمام آهنگهای معروف خود را خواند و بشدت لذتبخش این کار را به انجام رسانید... اصولاً کریس دی برگ از آن دست خواننده هایی است که صدایش به موزیک هویت می بخشد و با تغییراتی که در صدایش میدهد فضای حسی موسیقی اش را ساخته و القاء میکند و اگر جایی موسیقی فوق العاده ای هم مانند "Don't Look back" یا "Missing you" یا "So Beautiful" یا "the Same Sun" و یا "My Father's Eyes" و ... استفاده شده، بازهم عامدانه یا غیرعامدانه توجه شنونده بیشتر به لیریک و کلام خواننده معطوف میشود.

برای این پست ویژه!!، لینک 7 موزیک را برای دانلود انتخاب و گذاشته ام که در صورت تمایل میتوانید دانلود کنید. چهار ترانه را از داستان مونفیلت انتخاب کرده ام و سه ترانه دیگر از بخش دوم آلبوم.

بدیهی است که برمبنای اصل خدشه ناپذیر این وبلاگ، اگر موسیقی های دانلود شده را  به کمک نرم افزار "جت آویو - JetAudio" نسخه 6 و بالاتر پخش کنید، میتوانید زیرنویس زمان بندی شده آن را نیز مشاهده کنید.

بخش اول - داستان مونفلیت

1- Chris de Burgh - Have A Care
دانلود



2- Chris de Burgh -  Moonfleet Bay
دانلود


3 - Chris de Burgh - The Storm
دانلود


4 -
Chris de Burgh -  The Moonfleet Finale
دانلود


بخش دوم آلبوم - دیگر داستان ها

 5 -
Chris de Burgh - Everywhere I Go
دانلود

6 -
Chris de Burgh - Why Mona Lisa Smiled
دانلود


7 -
Chris de Burgh -  People Of The World
دانلود



پینوشت 1 : بخاطر طولانی شدن عذر میخواهم، ولی حیف بود مطلب را شهید کنم... ولی علت اصلی طولانی شدن پست، در پینوشت 2 ذکر شده است.

پینوشت 2 : نوشتن این پست 4 روز به طول انجامید... خدا به باعث و بانیش خیر فراوان عطا نماید.





نوع مطلب : داستان کوتاه، موسیقی، ادبیات و كتاب، 
برچسب ها : کریس دی برگ، Chris de Burgh، Moonfleet & Other Stories،

ارسال شده در تاریخ : 1389/08/17 :: توسط : مسعود زمانی
درباره وبلاگ
توضیح خاصی ندارم جز اینكه تمام پیش بینی هام بغیر از اونهایی كه غلطه، درست از آب درمیاد

زین پس نوشته های من رو از آدرس www.masoudz.com دنبال کنید
منوی اصلی
موضوعات
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
پیوندها
برچسبها
آمار وبلاگ
free counters
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو